شناخت من
در ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ | 0 دیدگاه

کتاب “معجزه نصیب بهترین ها می شود ” به ما می‌آموزد زمانی‌که تصوراتی اشتباه از «من» درونمان داشته باشیم، از خدا و عشق حقیقی جدا می‌شویم. همه‌چیز بر سر طرز فکری ناچیز و احمقانه است که موجب می‌شود به‌جای عشق ترس را انتخاب کنیم. در این میان بنابر رایج‌ترین طرز فکر نادرست ترس‌آلود «هیچ‌چیز کافی نیست». تصورات ترس‌آلود ما به شکل‌هایی مختلف از تجربه‌های زمان کودکی‌مان برخاسته است. از آن پس ما به‌سمت ترس پیش می‌رویم و تصور وهم‌آمیز «من» خود را به‌جای حقیقت عاشقانه‌ی خود برمی‌گزینیم. لحظه‌ای که ترس را به‌جای عشق انتخاب می‌کنیم، ذهن ما به نقطه‌ای می‌رسد که از آن با عنوان «ذهن خطااندیش» یاد می‌شود. ذهن نیک‌اندیش ما صلح و وحدت را می‌پروراند؛ اما ذهن خطااندیش ما با ترس از دنیا تغذیه می‌شود. با هر بار تکرار ترس، «من» وجودی‌مان، باور می‌کند که فقط ذهن خطااندیش در روانمان وجود دارد.
«من» بدون ترس نمی‌تواند زنده بماند. بنابراین ما را با حقه‌های موذیانه‌اش به ترس می‌چسباند. مواردی که در ادامه بیان می‌شود، نمونه‌هایی است از این‌که چگونه «من» ما را به عقب می‌کشاند، کوچکمان می‌کند و عشق درونی ما را به‌بند می‌کشد.
فروید، روان‌کاو سرشناس اتریشی که به «پدر علم روان‌کاوی» معروف است، روان انسان را به سه بخش تقسیم می‌کند:
« نهاد» ، «من» و « فرامن» .
۱٫ نهاد: بزرگ‌ترین بخش شخصیت و منبع نیازها و امیال زیستی انسان است و تمام انرژی لازم برای دو بخش دیگر شخصیت را فراهم می‌کند. نهاد طبق اصل لذت عمل می‌کند و جهت افزایش لذات و دوری از درد حاضر است دست به هر کار غیرمجاز و دور از هنجاری هم بزند و ساختاری خودخواه، لذت‌جو و لجوج دارد.
۲٫ من: نماینده‌ی منطق و عقل و رابط بین نهاد و محیط خارج است و می‌کوشد خواسته‌های نهاد را به‌صورت منطقی برآورده کند و اگر با واقعیت هماهنگی ندارند، آن‌ها را به‌تعویق بیندازد یا دوباره در مسیر درست هدایت کند. «من» به دو ارباب خدمت می‌کند، «نهاد» و «واقعیت» و همواره بین درخواست‌های اغلب متضاد آن‌ها سازش برقرار می‌کند.
۳٫ فرامن: این بخش از ذهن به عقیده‌ی فروید، منبع بایدها و نبایدها است. رفتارهایی که کودکان به‌خاطر آن‌ها تنبیه می‌شوند، بخشی از «فرامن» یا «وجدان» را تشکیل می‌دهد. قسمت دوم «فرامن»‌ یا خود آرمانی است که دربردارنده‌ی رفتارهای خوب و درستی است که کودکان به‌خاطر آن‌ها تحسین شده‌اند. فرامن از نظر جدیت، غیر منطقی بودن و اطاعت بی‌چون‌وچرا بی‌شباهت به نهاد نیست. هدف «فرامن» این است که در مقابل خواست‌های لذت‌جویانه‌ی نهاد کاملاً قد علم کند. «فرامن» نه برای لذت تلاش می‌کند و نه برای دستیابی به اهداف منطقی، بلکه تنها برای کمال اخلاقی می‌کوشد.
از کتاب ” معجزه نصیب بهترینها می شود “

ارسال دیدگاه