چگونه می‌توان مهارت گوش دادن را پرورش داد؟ (پارت ۱)
در ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ | 1 دیدگاه

برای شنونده‌ی خوب بودن باید تلاش کنید که صداها را خوب بشنوید که به مهارت‌هایی در این زمینه نیاز است و به شما کمک می‌کند. در این‌جا ۹ راهکار برای تبدیل شدن به یک شنونده‌ی خوب پیشنهاد می‌شود:

۱٫ هنگام گوش دادن به طرف مقابل (سخنگو‌) نگاه کنید

همه‌‌ی فرایند گوش دادن با تمرکز و توجه به طرف مقابل آغاز می‌‌شود. هنگام تعامل با کسی نباید کاری دیگر انجام داد، مانند کارهایی از قبیل ظرف شستن یا بسته‌بندی کاغذها و نگاه کردن به تلویزیون. زمانی را تنها به او اختصاص دهید و اگر وقت ندارید، در اولین فرصت این کار را انجام دهید تا شنونده‌ی خوبی محسوب شوید.

۲٫ حرف طرف مقابل را قطع نکنید

بیشتر مردم نسبت به قطع شدن صحبت‌هایشان واکنش بدی نشان می‌دهند. این کار نوعی بی‌احترامی نسبت به آن‌ها تلقی می‌شود. طبق نظر رابرت ال. مونتگومری نویسنده‌ی کتاب گوش دادن ساده است‌: «پریدن میان صحبت دیگران همان‌قدر زننده است که لگد کردن پایشان.»

شاید کسانی که حرف دیگران را زیاد قطع می‌کنند، این کار را بنابر یکی از این علت‌ها انجام می‌دهند:

  • به‌قدر کافی برای آنچه طرف مقابل می‌گوید ارزش قایل نیستند.
  • می‌خواهند نشان دهند که چقدر باهوش‌اند و از درکی بالا برخوردارند.
  • به‌قدری هیجان‌زده می‌شوند که اجازه‌ی ادامه‌ی صحبت به طرف مقابل را نمی‌دهند.

اگر شما نیز به این عادت ناپسند دچار هستید، انگیزه‌ی خود را ارزیابی کنید و تصمیم به تغییر آن بگیرید. به مردم فرصت لازم را بدهید تا خود را ابراز نمایند و نگران نباشید که هیچ‌وقت نوبت به شما نمی‌رسد، چرا‌که زمان‌هایی که سکوت می‌کنید به‌حتم این فرصت را به شما خواهند داد که واکنشی مناسب نسبت گفته‌های دیگران نشان دهید.

۳٫ روی درک متقابل تمرکز کنید

آیا تا‌به‌حال توجه کرده‌اید که افراد چگونه آنچه را شنیده‌اند خیلی زود فراموش می‌کنند؟ بنابر پژوهش‌های مؤسساتی مثل دانشگاه‌های ایلتی میشیگان و اوهایو فلوریدا و دانشگاه مینه‌سوتا افراد تنها قادرند ۵۰ درصد آنچه را شنیده‌اند بی‌درنگ به‌خاطر آورند و هرچه زمان می‌گذرد این قابلیت کمتر می‌شود و وقتی یک روز می‌گذرد این میزان به ۲۵ درصد کاهش می‌یابد. یکی از راه‌های مقابله با این وضعیت، آن است که به‌جای تلاش برای حفظ مطالب بکوشیم آن‌ها را درک کنیم.

گوش دادن مؤثر به چیزی فراتر از انتقال کلمات نیاز دارد و  لازمه‌ی آن درک محتوا و فهم چیزی است که بیان شده است. به‌هرحال محتوا در لغات موجود نیست، بلکه در میزان درک مردم نهفته است.

۴٫ بی‌درنگ نیاز طرف مقابل را مشخص کنید

بیشتر زنان و مردان خود را در مقابله با یکدیگر می‌بینند، چرا‌که اغلب در ارتباطات اهدافی متضاد دارند. آن‌ها حاضر نیستند در ارتباطات نیاز طرف مقابل را در نظر داشته باشند. مردان همیشه به حل مسائل علاقه‌مندند و این نیاز آن‌ها محسوب می‌شود. از سویی خانم‌ها به مشارکت در بیان مشکلات با دیگران علاقه‌مندند و از این رو به‌دنبال راه حل نمی‌گردند و درخواستی به‌جز همدردی از شما ندارند. هرگاه بتوانید نیازهای افراد‌ی را که با آن‌ها در ارتباط هستید تشخیص دهید، آن‌گاه هدف آن‌ها را از بیان موضوع فهمیده و آن‌ را درک می‌کنید.

اگر میزان توجهتان به دیگران را افزایش دهید و پرسش‌های خود را با لحنی ملایم مطرح کنید، آن‌گاه از نحوه‌ی برخورد آن‌ها با خود متعجب خواهید شد.

۵٫ احساسات و عواطف خود را بشناسید

بسیاری از مردم کوله‌باری از احساسات را با خود به هر سو می‌برند که باعث می‌شود در برابر برخی افراد و موقعیت‌ها واکنش نشان دهند. زیگموند فروید می‌گوید: «مردی که دندان‌درد دارد نمی‌تواند عاشق شود»؛ یعنی درد دندان به او اجازه‌ی فکر کردن و توجه به دیگری را نمی‌دهد.

درست مانند زمانی‌که فردی در حال تیز کردن تبر خود است و سخنان دیگران با صدای تیز کردن تبر او محو می‌شود. هر زمانی که در حال گوش دادن به یک فرد دیگر به‌شدت منقلب شدید، احساسات خود را بررسی کنید، به‌خصوص اگر احساس شما نسبت به موقعیتی که در آن قرار دارید شدیدتر بروز کرده باشد. شما که نمی‌خواهید یک انسان بی‌خبر از همه‌جا را یکباره هدف خالی کردن احساسات درونی و آرام کردن اعصابتان کنید! در این میان اگر این ابراز احساسات مربوط به وقایع گذشته‌تان نباشد، باید به طرف مقابل اجازه بدهید که توضیحاتش را درباره‌ی عقاید و ایده‌ها و داوری‌هایش قبل از شما به پایان برساند.

دیدگاه1
علی اصغری ارسال شده ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ در۹:۰۰ ق.ظ   پاسخ

درود بر شما، بسیار عالی و آموزنده بود.

ارسال دیدگاه