مدیریت ارتباطات - تصویر جلد
چیزهایی که هرکس باید درباره ی دیگران بداند (بخش اول)
در ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ | 0 دیدگاه

دانستن این‌که افراد چه چیزهایی نیاز دارند یا می‌خواهند، کلید درک آنان است. اگر بتوانید آن‌ها را درک کنید، بر آن‌ها اثر گذاشته و می‌توانید در زندگی‌شان تأثیری مثبت بگذارید. آنچه را از درک انسان‌ها می‌دانم می‌توان در قالب فهرست زیر جمع‌بندی کرد:
۱٫ هرکس دوست دارد برای خود کسی باشد
هیچ‌کس در دنیا وجود ندارد که نخواهد در زندگی‌اش «کسی» باشد، بلکه از سر جاه‌طلبی می‌خواهد در نظر دیگران بزرگ جلوه کند.
اولین باری را که این احساسات به‌گونه‌ای قوی در من بروز یافت به‌یاد می‌آورم. آن موقع کلاس چهارم بودم و نخستین بار بود که به تماشای مسابقه‌ی بسکتبال می‌رفتم. همراه با دوستانم در بالکن ایستاده بودم. چیزی که اکنون به‌خاطر دارم مسابقه نیست، بلکه مراسم اعلام نام بازیکنانی است که مسابقه را شروع کردند. چراغ‌ها خاموش شد و گوینده زیر نورافکن‌ها، نام تک‌تک بازیکنان را اعلام می‌کرد و آنان در میان تشویق و هیاهوی تماشاگران به میانه‌ی زمین می‌دویدند. آن روز، من به‌عنوان یک دانش‌آموز کلاس چهارمی به خود گفتم: «چقدر دوست دارم جای آن‌ها باشم.» زمانی‌که معرفی بازیکنان به پایان رسید، من به دوستم بابی ویلسون نگاه کردم و گفتم: «زمانی‌که دبیرستانی شدم، اسم مرا به‌عنوان بازیکن اعلام می‌کنند و من با تشویق مردم، زیر نور به میان زمین می‌آیم. مردم برایم هورا می‌کشند چون برای خودم کسی هستم.»
آن شب وقتی به خانه رسیدم به پدرم گفتم: «می‌خواهم بازیکن بسکتبال شوم.»
پدرم خیلی زود برایم یک توپ بسکتبال اسپالدینگ خرید و در پارکینگ منزل یک سبد بسکتبال نصب کرد. زمانی‌که برف می‌بارید، آن‌ها را از جلو پارکینگ پارو می‌کردم و به تمرین بسکتبال و پرتاب‌های آزاد مشغول می‌شدم، چرا‌که رؤیایم این بود که برای خودم کسی شوم.
جالب است بدانید که یک رؤیا چقدر در به‌واقعیت پیوستن جریان زندگی مؤثر است. کلاس ششم بودم که در مسابقات بسکتبال بین مدارس شرکت کردم. تیم ما چند بازی را برد، بنابراین این شانس را پیدا کردیم که برای تمرین به ورزشگاه الدمیل در شهر سرکلویل در اوهایو برویم، همان ورزشگاهی که وقتی کلاس چهارم بودم به تماشای آن مسابقه رفته بودم. وقتی به آن‌جا رسیدیم به‌جای آن‌که مانند سایر بازیکنان خود را گرم کنم، به‌سمت نیمکتی رفتم که دوسال پیش بازیکنان آن‌جا نشسته بودند. همان‌جا نشستم و چشمانم را بستم و مجسم کردم چراغ‌ها خاموش شده‌اند و شنیدم نامم از بلندگو اعلام می‌شود و من به میانه‌ی سالن می‌دوم.
احساس تشویق و هیاهوی تماشاچیان به‌قدری برایم لذت‌بخش بود که تصمیم گرفتم دوباره آن را تکرار کنم و همین کار را کردم. آن را سه بار تکرار کردم که ناگهان متوجه شدم دوستانم به‌جای گرم کردن خود با ناباوری به من نگاه می‌کنند؛ اما برایم مهم نبود، چرا‌که من به رؤیایم که سال‌ها در ذهن پرورانده بودم نزدیک‌تر شده بودم. همه دوست دارند مورد توجه و ارزشمند باشند. به بیانی دیگر، همه دوست دارند «کسی» باشند. اگر به این موضوع باور داشته باشید، بینشی باور نکردنی درمورد علت کارهایی که افراد انجام می‌دهند به‌دست خواهید آورد.
اگر با هرکسی که ملاقات می‌کنید طوری برخورد کنید که گویی مهم‌ترین فرد جهان است، در‌واقع این حس را به او می‌دهید که برای شما «کسی» است.
۲٫ برای کسی اهمیت ندارد که شما چقدر می‌دانید، مهم آن است که بداند چقدر به او اهمیت می‌دهید
همین‌که افراد بفهمند برای شما مهم‌اند و شما به آن‌ها اهمیت می‌دهید، نظر و احساسشان نسبت به شما تغییر خواهد کرد. البته نشان دادن این‌که برای افراد اهمیت قایلید، همیشه هم آسان نیست. دیگران، سازنده‌ی بهترین زمان‌ها و ارزشمندترین خاطرات شما هستند، همان‌گونه که عامل سخت‌ترین، دردناک‌ترین‌ و غمناک‌ترین آن‌ها نیز به‌شمار می‌آیند. دیگران، بزرگ‌‌ترین ثروت و در عین حال بزرگ‌ترین فقر شما هستند. در این میان، مهم‌ترین چیز آن است که بدون توجه به سایر مسائل همیشه برای آن‌ها ارزش قایل شوید. من به یک طرز فکر روشن‌بینانه با عنوان «فرمان‌های رهبری به‌ظاهر متناقض» رسیدم که بیانگر این امر است: «بیشتر مردم، غیر منطقی، غیر معقول و خودمحورانه رفتار می‌کنند؛ اما در هر حال آن‌ها را دوست بدار.»
اینک به جملات زیر توجه کنید:
 اگر کارهایت را به‌خوبی انجام دهی، ممکن است تو را به ریاکاری متهم کنند؛ اما در هر حال تو کارت را درست انجام بده.
 اگر فرد موفقی باشی، دوستانی دروغین و دشمنانی راستین خواهی یافت؛ اما در هر حال موفق باش.
 ممکن است کار خوبی که امروز انجامش می‌دهی فردا فراموش شود؛ اما در هرحال تو کار خوب را انجام بده.
 ممکن است صداقت و راستی موجب آسیب تو شود؛ اما در هرحال راستگو و صریح باش.
 ممکن است بزرگ‌ترین مردان با بهترین اندیشه‌ها را افرادی کوچک و حقیر و با عقایدی پست سرنگون کنند. با وجود این در هر صورت بزرگ بیندیش.
 مردم از تازه‌وارد‌ها استقبال می‌کنند؛ اما همچنان دنباله‌رو قدیمی‌ها هستند. با وجود این هرچند وقت یک‌بار مثل یک تازه‌وارد عمل کن.
 ممکن است آنچه را سال‌ها زمان صرف ساختنش کرده‌ای یک‌شبه خراب شود. با این وجود در هر شرایطی به ساختن آن بپرداز.
 مردم واقعاً به کمک نیاز دارند؛ اما ممکن است پس از این‌که کمکشان کردی به تو حمله کنند. با وجود این تو به آن‌ها کمک کن.
 آنچه برایت ارزشمند است به دنیا هدیه می‌کنی و در عوض لگدی دریافت می‌کنی، با وجود این بهترین چیزهایی را که داری بذل کن.
 زمانی‌که عالی بودن ممکن است، خوب بودن هرگز کافی نیست.
این راه صحیح برخورد با مردم است، چراکه شما هرگز نمی‌دانید کدام‌یک از افراد مؤثر در زندگی‌تان، برخواهد خاست و تغییری در زندگی‌ شما و دیگران ایجاد خواهد کرد.

ارسال دیدگاه